در این بخش میتوانید دغدغههای واقعی والدین و نحوه پاسخگویی و سناریوسازی روانشناسان ما را مطالعه کنید. برای حفظ حریم خصوصی، هیچ عکس یا نام کاملی از کودکان منتشر نمیشود.
«الینا ۴ سالشه. هر بار باید با زور بهش دارو بدیم.»
الینا با روپوش دکتری، یه شیشه شربت جادویی داره که رنگینکمان میپاشه روی میکروبها.
«تیام ۴ سالشه. تو فروشگاه اگه بهش بگیم نه، خودش رو میزنه زمین.»
تیام پشت فرمان کشتی، و تو دریا اسباببازیها شناورن اما اون فقط یکی رو با تور گرفته.
«ویانا کلاس اوله. هر روز صبح موقع مدرسه رفتن گریه میکنه.»
پروانه طلایی نقاشی شده روی دست ویانا که داره بال میزنه و یه رد نور میره تو قلبش.
«ماهان ۵ ساله. وقتی آسمون میگیره و رعد و برق میزنه، خودش رو مچاله میکنه.»
ماهان با لباس خلبانی، سوار یه هواپیمای قرمز در حال عبور از بین ابرها و رعد و برق.
«آترینا ۴ سالشه. از آرایشگاه به شدت میترسه. صدای قیچی رو بشنوه جیغ میزنه.»
آترینا روی صندلی از جنس گل نشسته و پروانهها دارن موهاش رو کوتاه میکنن.
«بردیا ۶ سالشه. پدربزرگش فوت کرده و شبها گریه میکنه و میپرسه کجاست.»
بردیا روی یه قالیچه پرنده نشسته و داره کنار یه ستاره درخشان که شبیه لبخند بابابزرگه پرواز میکنه.